قربون حرف زدنت برم
سلام نفس من
بعضی اوقات یه حرفایی میزنی و یه کارایی میکنی که دلم برات ضعف میره .
اینقده ماشاالله شیرین زبون و با نمک شدی که نگو و نپرس . و حالا مامی اومده برات از کارات بگه .
چند وقتیه برات قصه غول چراغ جادو میگم و شما هر وقت که میخوای بخوابی بهم میگی مامان بیا قصه آقا لوله رو بگو (منظورت آقا غوله )
دیروز به آقا جون گفتی آقا جون گوشی بده میخوام زنگ بزنم و وقتی که آقا جون ازت پرسیده به کی میخوای زنگ بزنی با قیافه حق به جانب گفتی : علی دایی و علی کریمی . و ما رو کلی خندوندی و شبش که نمیخوابیدی بهت میگم مامانی این وقت شب همه خوابن بگیر بخواب . شما ازم پرسیدی : علی دایی و علی کریمی هم خوابن و وقتی من جواب مثبت دادم گفتی : کو بده گوشیتو اس بدم بهشون ببینم خوابن . و من
. چنان حرف میزنی انگار واقعا باهاشون در ارتباطی .
چند روز پیش از سرکار کار اومدم خونه و لباسامو عوض کردم . نشسته بودم که شما گفتی واااااااااااااای الهی بمیرم برات مامانی پات چیکار شده ؟ و من با نگاه به پام دیدم رد خط جورابم پامو قرمز کرده و وقتی گفتم جورابم اینجوری کرده رفتی سر وقت جورابام و بهشون گفتی جورابای بی ادب چرا پای مامانمو اینجوری کردین به مامانم میگم دیگه شما رو نپوشه دلتون غصه بخوره . الهی من فدات بشم مامان جون
بعضی اوقات که من و بابا دعوات میکنیم شما با مظلومیت میگی : این چه مامانیه من دارم یا این چه بابایه من دارم . و اینچنین دل ما رو آب میکنی .
آرامش زندگی من اونقدر دوستت دارم که تو کلام نمیگنجه . نفسم برات در میره . الهی زنده باشم و خوشبختیت رو ببینم . عاااااااااااااااااااااشقتم


قربون حرف زدنت برم 
